۳۰ مرداد ، ۱۳۹۸

“نامهای موجود در فهرست ائتلاف اصلاح طلبان را نباید خواند!”

 حتی اگر مضیقه ها و تنگناهایی ، مانند تجربه مکرر رد و تأئید صلاحیتها یا بی عدالتی در امکانات تبلیغاتی نامزدها و احزاب و گروه ها و سازمانها ، محدودیت مطبوعات در طرح تمام مسائل انتخاباتی یا برخی چیزهای دیگرمانع از آن شود که انتخابات کامل و بی نقص باشد ، باز هم در ساختارحقوقی نظام سیاسی ایران ، موازنه نیروهای سیاسی و پایگاه اجتماعی نظام و نیروهای سیاسی ، انتخابات تأثیری تعیین کننده و بسیار قابل اعتنا داشته است . تأئید این ادعا کار چندان دشواری نیست . در جریان همه انتخاباتها ، خصوصا در ۲۵ سال اخیر ، اجتماع و رقابت انواع نیروهای سیاسی و تغییرات حاصل از نتیجه هر انتخابات ، تجربه ای مکرر است که به سادگی آن را با پوست و گوشت و خون احساس کرده ایم . نمونه اش ، مجلس پنجم. یا مجلس ششم .

 نمونه دیگرش انتخابات دوم خرداد ۷۶ یا انتخابات سال ۸۴٫ انخابات سال ۸۸ و بالاخره آخرین تجربه ای که در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ به دست آمد . آثار مهم سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و بین المللی تمام این انتخاباتها غیرقابل انکاراست و فقط کسانی منکر آنند که دامنه تغییر و تحولی که مطلوب و مندوب و خوشایند آنهاست ، در حد تغییر رژیم سیاسی ایران است. به عبارت دیگر فقط کسانی تأثیر انتخاباتها در زندگی سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و بین المللی ایران را ناچیز و بی مقدار می شمرند که فقط به یک تغییر می اندیشند: “تغییر حکومت ” یا “تغییرارکان حکومت” که البته تفاوتی با تغییر حکومت ندارد.

۲- دوانتخابات پیش رو مهم اند و از این حیث فرقی با انتخاباتهای گذشته ندارند . همه انتخاباتها ، از دوحیث مهم اند . یکی حیث ذاتی که در هر حال مجالی برای اعمال حاکمیت ملی و نمایش هویتهای فردی در هیأت برگ رأی و تلاش برای پیروز کردن کسانی که دوستتر داریم . اما حیث دیگر اهمیت ، عرضی است . در هر زمان ، هر انتخابات و الگوی رقابت در آن به تناسب شرایط زمانی ، شکل و شمایلی می یابد که آن را در برخی جزئیات از دیگر انتخاباتها متمایز می کند . چیزی بیش از این نیست و نباید انتظار داشت. حداکثر آن است که کمی بر میزان و نوع اهمیت می افزاید یا از آن می کاهد.

۳- هیچ انتخاباتی تمام کننده ، ویا با اصطلاح بی اساسی که این روزها گاهی شنیده می شود ، فیصله بخش نیست و نباید هم باشد .انتخابات ، فقط برای یک دوره به برتری قدرت رسمی و حقوقی یک گروه سیاسی حکم می کند .

 حتی چه بسا قدرتی که به لحاظ رسمی و حقوقی برتر است ، اما در واقعیت اجتماعی و سیاست عمومی ، دست پائین را داشته باشد. سیاست در عرصه انتخابات مانند یک لیگ فوتبال است . همه تا آخر بازی می کنند و از هم امتیاز می گیرند و امتیاز می دهند و با اقبال یا بی اقبالی مردم روبرو می شوند . در پایان فصل هم یک تیم قهرمان است و قهرمانی اش باقی است تا فصل بعد . حتی اگر داوران هم به نفع بگیرند ، ولی قاعده بازی همین است . مهم قاعده است . تیمهای ته جدول هم که از لیگ برتر سقوط می کنند ، حذف نمی شوند ، در دسته پائین تر بازی می کنند . بازی همچنان ادامه دارد . سیاستی که در آن انتخابات ، ولو به شکل ناکامل و قابل ایراد ، جاری است ، فوتبال حذفی نیست که بازنده بازی بطور کامل از گردونه خارج شود.

۴-حالا اگر در یک انتخابات کمتر کسانی باشند که من آنها را دوست داشته باشم و آنها را شایسته ندانم ، مثل همین دو انتخابات پیش رو ، باید چه کنم . از یک سو انتخابات از قواعد بازی است و اهمیت دارد ، از سوی دیگر اندک و انگشت شمارند کسانی که از نگاه من و مشرب من و روزنه خواسته های من شایسته رأی من اند. اگر به انتخابات نروم ، قاعده بازی را ترک کرده ام . بازی را رها کرده ام. در همه ورزشها ، فرد یا تیمی که به میدان نیاید ، بازنده است . تیمی که اصلا به زمین فوتبال نیاید و به هر دلیل ، مثل اعتراض به داوری بازی نکند یا زمین را ترک کند ، سه بر صفر بازنده است . این کار او درست به کمک رقیب می آید.

اما اگر به انتخابات بروم ، خود را ناگزیر از آن می یابم که به کسانی رأی دهم که شایسته نمی دانم و مثل همان کالای نامرغوب و وازده اند که باید بهای کالای مرغوب برای آنها بدهم. شاید احساس غبن کنم که آگاهانه و به دست خود چنین کرده ام یا مثل کسی که پولش را به قیمت یک کالای مرغوب ، برای یک کالای نامرغوب خرج کرده و دور ریخته است ، به این بیاندیشم که رأی خود را ، نشانه هویت سیاسی و اجتماعی خود را به کسانی که شایستگی رأی مرا نداشتند دادم و دور ریخته ام. دو راهی دشواری است ، خاصه انکه انتخابات مهم است و اثرگذار.

۵- در هر انتخابات ، غیر از نام افراد و هویتهای فردی نامزدهای انتخاباتی ، نام و هویت دیگری نیز وجود دارد که از آن به عنوان هویت برتر نام می برم . هویت برتر ، هویت آن حزب یا جریان سیاسی است که نامزدها آن را نمایندگی می کنند . هرنامزد ، نشانه یک هویت سیاسی است که در هیأت نام یک حزب یا جریان سیاسی جلوه می کند. در انتخابات ارج و منزلت یک نامزد ، بیش از آنکه ناشی از خودش باشد ، ناشی از آن نام برتر یا هویت برتر است که چتر خود را بر سر آن نامزد گشوده است .نام آن نامزد ، ذیل نام آن هویت برتر محو می شود و از بین می رود.در واقع رأی به آن نامزد ، رأی به خود او نیست ، رأی به هویت برتر، یعنی جریانی است که او نمایندگی می کند. پس در انتخابات ، نخستین انتخاب من ، انتخاب آن هویت برتر است . من به جریان و یا حزب و سازمانی رأی می دهم که دوستتر دارم و شایسته تر می دانم . اینک اگر این هویت برتر ، نامهایی را برگزیده باشد که با معیارهای اصلی همان هویت برتر فاصله های دوریا حتی خیلی دور داشته باشند ، باید چه کنم . این هویت برتر ، این جریان سیاسی که من می پسندم ، کسانی را نامزد کرده است که با معیارهای خودش فاصله دارند. چنین کاری برای یک جریان سیاسی ، به منزله خودکشی است . یک انتحارسیاسی تمام عیار است که همه دوستداران و هواداران و حتی بزرگانش را از دست می دهد .

 اما اگر چنین کاری بر اثر اضطرار باشد اوضاع متفاوت است . مانند همین واقعه که در دو انتخابات پیش رو رخ داد . این هویت برتر از هویتهای فردی نامزدها ، برای ماندن در بازی ، ماندن در لیگ برتر ، ناگزیر از رقابت است . مدیر و مربی ، خودشان بازیکنان را کنار نگذاشته اند . بلکه همه بازیکنان اصلی و ذخیره های اول و ذخیره های دوم و سومش از بازی اخراج شده اند . حالا تیم باید با بازیکنانی بازی کند که اکثرا در حد فوتبال محلات اند . اینجا برای مدیر و مربی جسوری که با همین سطح بازیکنان به میدان بازی آمده است ، بیش از همیشه می توان هورا کشید و آنها را ستود که به بازی و هوادار ، وفادار مانده اند . به رغم داوری های ناعادلانه و اخطارها و اخراجهای نادرست و غیرعادلانه میدان را ترک نگفتند . اینجا فقط برای نام هویت برتر دست می زنیم . ستاره ها و بازیکنان درخشان را به زمین راه نداده اند ، مهم نیست ، برای نام تیم ، برای هویت برتر دست می زنیم . اگر تیم ، هویت برتر ، بازی را باخت ، گناهی متوجه کسی نیست . اما چه بسا که همین تیم با تشویق تماگران بازی را ببرد . چه بسا بازیکنی از این تیم جام را بالای سر ببرد که در تمام بازیهای قبلی بی اثر بوده و فقط خوشه چینی کرده است و حالا ثمر خون دل دیگران را می چیند ، باشد ، مهم نیست ، تیم من ، آن هویت برتری که شایسته می دانم ، برده است . نوآمدگان ، کف روی آب اند ، اگر درست بازی را ادامه ندهند ، محو می شوند.

۶- نامهای موجود در فهرست ائتلاف اصلاح طلبان را نباید خواند ، آنها مهم نیستند . مهم نام برتر و هویت برتر از هویت فردی آنهاست که فعلا به آنها اعتبار داده است . هویت برتری به نام” اصلاح طلبی ” . خیلی از این نامها ، جایشان اینجا نیست . خیلی نامهای دیگر است که باید جای اینها می نشست . حضور این نامها ، از نگاه من ، وخیلی های دیگر ، فقط به حکم اضطرار است و تابع احکام اضطرار. در اضظرار کارهایی باید کرد که اصلا در حالت عادی و افاقه مجاز نیست. اکثرنامهای فهرست ائتلاف اصلاح طلبان را نباید خواند. فقط باید نوشت روی برگه رأی. نه به خاطر خودشان ، بلکه به خاطر هویت برتر “اصلاح طلبی “که در میدان است و طبق قاعده بازی ، بازی می کند و من هم به آن می اندیشم که انتخابات مهم است ، انتخابات در زندگی همه ما ، در سیاست و فرهنگ و اقتصاد و همه چیزمان قویا اثرگذار است و نمی خواهم بگذارم قاعده بازی انتخابات را برهم بزنند و بازی تعطیل بشود و پیش از بازی و بدون بازی ، سه برصفر بازنده باشیم ، حتی اگر تیم ببازد ، با چنین بازیکنانی که به ناگزیر به میدان آورده ، باکی نیست ، چون بازی ادامه دارد…..

کامبیز نوروزی/حقوقدان

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ورزشی

ورزشی